برای شهیدان سرفراز
هر چند که در عشق لبی دوخته داشت
صد شعله ی سرخ در دل افروخته داشت
وقتی که ز داغ دوست پرپر می شد
یک سینه پر از شقایق سوخته داشت
**
یادش چو شهابی از شبم می گذرد
در خلسه ی پر تاب و تبم می گذرد
صد "هور "طلوع می کند در قلبم
تا نام "هویزه" بر لبم می گذرد...
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۱ ساعت توسط سعید سلیمانپور ارومی
|