از کرانه هاي سبز زندگي طلوع مي کني
دستهاي تو ،
پر از تبسّم و شکوفه است
آه..من چرا بهار خويش را،
در تو جستجو نکرده ام؟
*****
در طلوع سبز
مي رسي و مي رسم به عشق
در پگاه روشن نگاه تو،
ستاره هاي آرزوي من به خواب مي روند
در غروب سرخ
مي روي و مي روم ز دست
در شب نبودنت به جستجوی آرزوی تو
تمام لحظه های من شهاب می شوند.....
اروميّه ـ بهار ۷۵
نوشته شده توسط سعید سلیمانپور ارومی در پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1384 ساعت 13:10 | لینک ثابت |

