(
اگرچه در قالبهای غیر کلاسیک چندان کار نمی کنم، این دفعه "سنت شکنی" کرده ام ! اگر پسندیدید ادامه می دهم اگرنه، می روم دنبال کلاسیکهای خودم ،اگر آن را هم نپسندیدید، هرچه دیدید از ...الخ!)**********************************************************
باتو،
دلواپس بهار نبودیم
...گل میهمان خانه ی ما بود
...نبض حیاط کوچک ما گویی،
در گامهای سبز تو می زد
.گویی بهشت خانه ی ما بودی
...گاه نماز تو،
قبله،
هوهوکنان به دور تو می چرخید
...روی درخت گیلاس،
هر شاخه دست سبز دعا بود
و باران
...انگار اشک شوق ملائک
باتو،
رمز شکفتن ،
در لحظه لحظه ی دل ما جاری
اردیبهشت خانه ی ما بودی
...***
یکشب
وقتی نسیم نام تو را برد
دیدم که روح برگ تکان خورد
گوش شکوفه پرشد از عطر نام تو
نیلوفرانه یاد نگاهت،
بر ساقه های سبز غزل پیچید
چشمم شکوفه زار
....شعرم بهار شد
...مرداد۸۴
نوشته شده توسط سعید سلیمانپور ارومی در جمعه چهاردهم مرداد 1384 ساعت 10:29 | لینک ثابت |
