
وقتی بهار ،
بی تو می رسد
کسی سال را تحویل نمی گیرد
و جواب سلام شکوفه ،
بر زمین واجب نیست
می گویند بهار که بیاید می آیی اما...
مادرم می گوید که باید تو بیایی که بهار بیاید...
که اذان شکفتن تو
بر گلدسته های بهار،
اذن شکفتن باشد...
که جاری شوی در تشنگی ترک خورده ی آبها...
که بین خاک و آسمان
عقد باران
جاری کنی...
نوشته شده توسط سعید سلیمانپور ارومی در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 ساعت 23:9 | لینک ثابت |
